ساکن شدن و ایستادن
ترجمه این عبارت به معنی توقف حرکت و اقامت در جایی است. در ادبیات و زبان روزمره این دو واژه میتوانند همزمان به معنای ثبات و توقف استفاده شوند.
مترادفها
آرام گرفتن، مستقر شدن، توقف کردن، سکون یافتن
متضادها
حرکت کردن، جنبیدن، حرکت
جمله سازی با ساکن شدن و ایستادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بعد از ساعتها پیادهروی طولانی در کوهستان، بدن او به شدت خسته شد و نیاز مبرمی به ساکن شدن و ایستادن در سایه پیدا کرد.
💡 وقتی طوفان شدید در منطقه برخاست، همه ساکنان مجبور شدند برای حفظ امنیت خود، در خانههایشان ساکن شوند و در برابر وزش باد بایستند.
💡 در لحظهای که موسیقی آرام شروع شد، تمام حاضران در سالن به شکلی ناگهانی برای شنیدن آن ملودی زیبا، ساکن شدند و در جای خود ایستادند.