دست به دیوار کشیدن
این عبارت معمولاً به حالتی اشاره دارد که فردی به علت خستگی، ضعف یا سرگیجه به دیوار تکیه میدهد یا دستش را به دیوار میزند تا تعادل خود را حفظ کند.
مترادفها
بیخیالی، ول کردن، رها کردن
متضادها
چاره داشتن، توانایی داشتن، تسلط داشتن
جمله سازی با دست به دیوار کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی او متوجه شد که تمام نقشههایش نقش بر آب شده است، از شدت درماندگی و بیبینی، شروع به دست به دیوار کشیدن کرد.
💡 دانشآموز پس از مشاهده سوالات بسیار دشوار امتحان، که هیچ پاسخی برای آنها نداشت، با حالتی آشفته و ناشی از ناامیدی دست به دیوار کشید.
💡 او که در آن موقعیت بسیار دشوار و بنبست گیر کرده بود، دیگر نمیدانست چه باید بکند و فقط شروع به دست به دیوار کشیدن نمود.