دست بر سر زر نهادن
در فرهنگ ایرانی به این معناست که کسی قسم بخورد یا تعهدی بسیار شدید بدهد. "زر" در اینجا به معنی جان یا مال است و گذاشتن دست بر سر زر نشانهی سوگند خوردن یا تعهد محکم است.
مترادفها
ثروتمند شدن، پولدار شدن، تجمیع ثروت
متضادها
فقیر بودن، بیپول بودن، تهیدست بودن
جمله سازی با دست بر سر زر نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخی سیاستمداران در طول دوران قدرت خود، به جای خدمت به مردم، تنها به فکر دست بر سر زر نهادن و جمعآوری ثروتهای بیاندازه هستند.
💡 اخلاق شرافتمندانه ایجاب میکند که انسان در مسیر رسیدن به اهداف خود، هرگز به فکر دست بر سر زر نهادن از طریق راههای غیرقانونی نباشد.
💡 تاریخ نشان داده است که کسانی که تنها هدفشان دست بر سر زر نهادن بوده، در نهایت تمام اعتبار و محبوبیت اجتماعی خود را از دست دادهاند.