دست بر سر دست نهادن
این عبارت معمولاً به معنای تفکر عمیق، درنگ، یا گاهی افسوس خوردن است. وقتی کسی دست بر سر خود میگذارد، معمولاً در وضعیت تأمل، نگرانی یا ناامیدی قرار دارد.
مترادفها
بیکار بودن، دست روی دست گذاشتن
متضادها
کار کردن، فعالیت کردن
جمله سازی با دست بر سر دست نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در برابر تخریب گستردهی محیط زیست و نابودی جنگلهای باستانی ما، نباید تنها دست بر سر دست نهاد و منتظر وقوع فجایع بزرگتر در آینده باشیم.
💡 وقتی میبینیم که نابرابریهای اجتماعی در جامعه به شدت افزایش یافته است، نباید صرفاً دست بر سر دست نهاد و به تماشای رفتارهای ناعادلانه بنشینیم.
💡 او در حالی که شاهد از دست رفتن فرصتهای طلایی برای پیشرفت شغلی خود بود، فقط دست بر سر دست نهاد و هیچ اقدامی برای تغییر نکرد.