از کار دست برداشتن
به معنی دست کشیدن یا کنار گذاشتن کاری است که فرد قبلاً به آن مشغول بوده، معمولاً به دلیل ناامیدی، خستگی یا تغییر اولویتها.
مترادفها
کنارهگیری کردن، استعفا دادن، ترک کار کردن
متضادها
شروع کردن، ادامه دادن
جمله سازی با از کار دست برداشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از سالها فعالیت مستمر و پرجنبوجوش در بازار، آن پیرمرد جوانک که صاحب یکی از بزرگترین مغازهها بود، تصمیم گرفت از کار دست بردارد و استراحت کند.
💡 به دلیل نقص فنی در موتور اصلی کارخانه و نبود قطعات یدکی، تمام خط تولید برای چندین روز از کار دست برداشت و تولید محصولات به شدت کاهش یافت.
💡 با افزایش رقابت شدید در بازار دیجیتال، بسیاری از کسبوکارهای کوچک قدیمی که با روشهای سنتی کار میکردند، مجبور شدند از کار دست بردارند و از میدان خارج شوند.