از زیر بار در رفته
این اصطلاح به معنی فرار کردن یا امتناع از انجام کاری است، به ویژه کاری که به عهده فرد بوده است. مثلاً کسی که از مسئولیت یا سختی فرار کرده باشد.
مترادفها
رها شده، گریخته، شانه خالی کرده، خلاص شده
متضادها
زیر بار رفتن، مسئولیتپذیری