سر به گریبان بودن

حالتی است که شخص کنار خود گرفته، غرق در اندوه یا تفکر می‌شود و کمتر با دیگران ارتباط برقرار می‌کند. معمولاً نشانه تامل عمیق، ناراحتی یا انزوا است.

مترادف‌ها

درگیر بودن، کشمکش داشتن، جدال کردن

متضادها

آشتی کردن، صلح کردن

جمله سازی با سر به گریبان بودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مدیر جدید شرکت از همان روزهای اول با اکثر کارکنان قدیمی به دلیل تفاوت در دیدگاه‌های مدیریتی، دچار نوعی سر به گریبان بودن و تنش‌های مداوم شد.

💡 سال‌هاست که بین دو کشور همسایه بر سر مرزهای آبی و قلمروهای دریایی، نوعی سر به گریبان بودن و درگیری‌های سیاسی بسیار شدید و فرساینده وجود دارد.

💡 آن‌ها مدام در حال سر به گریبان بودن و بحث بر سر جزئیات کوچک قرارداد بودند، که باعث شد روند مذاکرات بسیار طولانی و خسته‌کننده شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران