دست به گریبان بودن
این اصطلاح نشاندهنده درگیر بودن با مشکلی یا مواجهه با مسئلهای است که نیاز به تلاش و کوشش دارد. وقتی میگویند کسی دست به گریبان مسئلهای است، یعنی مشغول حل کردن آن است.
مترادفها
درگیر شدن، کشمکش کردن، مبارزه کردن
جمله سازی با دست به گریبان بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دو طرف اختلاف مدتها بود که در بحثهای سیاسی و اجتماعی با یکدیگر دست به گریبان بودند و هیچ راهی برای صلح پیدا نمیکردند.
💡 در آن زمان، مردمان با نیروهای اشغالگر دست به گریبان بودند و هر روز برای آزادی سرزمین خود تلاش و مبارزه بسیار سختی میکردند.
💡 برادران با وجود پیوند خونی، اما به دلیل ارث و میراث با هم دست به گریبان بودند و رابطه خود را کاملاً قطع کرده بودند.