دست پیش کسی داشتن
به معنای پیش دستی کردن برای جلوگیری از ضرر یا کنترل اوضاع. معمولاً وقتی فردی دست پیش دارد، تلاش میکند قبل از اتفاق افتادن مشکل، شرایط را تحت کنترل بگیرد.
مترادفها
وابسته بودن، مدیون کسی بودن
متضادها
بینیاز بودن، خودکفا بودن
به معنای پیش دستی کردن برای جلوگیری از ضرر یا کنترل اوضاع. معمولاً وقتی فردی دست پیش دارد، تلاش میکند قبل از اتفاق افتادن مشکل، شرایط را تحت کنترل بگیرد.
وابسته بودن، مدیون کسی بودن
بینیاز بودن، خودکفا بودن