خون کسی در نیامدن

این اصطلاح به معنای ناراحتی و غضب شدید نسبت به کسی است که باعث دردسر و آزار می‌شود، به گونه‌ای که فرد بسیار عصبانی شده و خشم او فوران می‌کند. این جمله در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که کسی دیگر به شدت آزرده یا مضطرب شده است.

مترادف‌ها

بی‌تفاوت بودن، بی‌احساس بودن

متضادها

خون کسی به جوش آمدن، عصبانی شدن، خشمگین شدن

کلمات مرتبط