پیاپی و پشت سر هم
این ترکیب معنایی به انجام کاری به صورت متوالی و بدون وقفه اشاره دارد. زمانی که رویدادها یا اعمال به ترتیب و پیدرپی اتفاق میافتند، گویند که آنها «پیاپی و پشت سر هم» اتفاق افتادهاند که نشاندهنده استمرار و تکرار بدون فاصله است.
مترادفها
پیدرپی، مداوم، مستمر، مسلسل، مکرر
متضادها
گهگاه، پراکنده، منقطع
جمله سازی با پیاپی و پشت سر هم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در طول هفتههای اخیر، وقوع حوادث ناگوار پیاپی و پشت سر هم باعث شد تا دولت تصمیم به اتخاذ سیاستهای امنیتی جدید و بسیار سختگیرانهتری بگیرد.
💡 موفقیتهای علمی و دستاوردهای پژوهشی پیاپی و پشت سر هم که توسط تیم تحقیقاتی دانشگاه حاصل شد، توجه بسیاری از دانشمندان برجسته بینالمللی را جلب کرد.
💡 بارشهای پیاپی و پشت سر هم در مناطق کوهستانی باعث بالا آمدن سطح رودخانهها شد و خطر سیلابهای ناگهانی را برای ساکنان روستاهای پاییندست افزایش داد.