شروع به کار کردن
واردِ کار شدن، فعالیت را آغاز کردن؛ به معنی آغاز انجام وظیفه، شغل یا عمل مشخص.
مترادفها
آغاز کردن، شروع کردن، مشغول شدن
متضادها
پایان دادن به کار، ترک کار
جمله سازی با شروع به کار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از گذراندن دوره آموزشهای تخصصی، او بالاخره توانست در یک شرکت معتبر بینالمللی، به صورت رسمی شروع به کار کردن کند.
💡 دولت اعلام کرد که پروژههای زیرساختی جدید در مناطق محروم، از هفته آینده با سرعت بسیار بالایی شروع به کار کردن خواهند کرد.
💡 برای شروع به کار کردن در یک محیط جدید، داشتن مهارتهای ارتباطی قوی و روحیه همکاری تیمی بسیار حیاتی و ضروری است.