چشم پوشی کردن از
چشم بستن بر یک موضوع، رفتار یا اشتباه خاص؛ نادیده گرفتن عمدی یک نقص در مورد کسی یا چیزی.
مترادفها
چشمپوشی کردن، نادیده گرفتن، گذشت کردن
متضادها
توجه کردن، دقت کردن
جمله سازی با چشم پوشی کردن از
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای رسیدن به یک صلح پایدار در روابط انسانی، گاهی لازم است که افراد از برخی خطاهای کوچک دیگران چشم پوشی کردن از خود داشته باشند.
💡 مدیریت یک سازمان موفق نیازمند این است که مدیران بتوانند با چشم پوشی کردن از اختلافات شخصی، بر اهداف مشترک و پیشرفت تیمی تمرکز کنند.
💡 در دنیای پر از رقابت امروز، چشم پوشی کردن از برخی جاهطلبیهای مادی میتواند راهی برای رسیدن به آرامش روانی و رضایت درونی باشد.