برچیدن و برگرفتن
جمعکردن، برداشتن و از جای خود جدا کردن چیزی. این ترکیب میتواند به معنای جمعآوری وسایل، جدا کردن اجزا یا از میان برداشتن تدریجی یک چیز باشد.
مترادفها
جمع کردن، کنار گذاشتن، برداشتن
متضادها
برپا کردن، چیدن
جمله سازی با برچیدن و برگرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کارگران شهرداری برای بازسازی خیابان اصلی، شروع به برچیدن و برگرفتن تمامی تابلوهای قدیمی و تجهیزات مستعمل کردند تا فضای کافی فراهم شود.
💡 در فرآیند تخلیه ساختمانهای قدیمی، برچیدن و برگرفتن قطعات فلزی و تجهیزات ساختمانی باید با دقت بسیار بالا و رعایت استانداردهای ایمنی انجام شود.
💡 تیم عملیات تصمیم گرفت برای انتقال به محل جدید، با سرعت عمل بالا شروع به برچیدن و برگرفتن تمام وسایل اداری و تجهیزات دیجیتال کند.