برچیدن و برگرفتن
جمعکردن، برداشتن و از جای خود جدا کردن چیزی. این ترکیب میتواند به معنای جمعآوری وسایل، جدا کردن اجزا یا از میان برداشتن تدریجی یک چیز باشد.
مترادفها
جمع کردن، کنار گذاشتن، برداشتن
متضادها
برپا کردن، چیدن
جمعکردن، برداشتن و از جای خود جدا کردن چیزی. این ترکیب میتواند به معنای جمعآوری وسایل، جدا کردن اجزا یا از میان برداشتن تدریجی یک چیز باشد.
جمع کردن، کنار گذاشتن، برداشتن
برپا کردن، چیدن