بر سر بازار بودن
در مرکز رونق و توجه بازار قرار داشتن. به معنی «پرطرفدار و پرفروش بودن» یا «مورد معامله و دادوستد بودن» نیز میآید.
مترادفها
در بازار بودن، فعال بودن در بازار
متضادها
از بازار دور بودن
جمله سازی با بر سر بازار بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پدرم از صبح زود بیدار میشود تا برای انجام معاملات روزانه و کسب درآمد، بر سر بازار باشد و با مشتریان خود تعامل داشته باشد.
💡 او همیشه معتقد است که برای یادگیری اصول تجارت و شناخت نیازهای مردم، باید هر روز بر سر بازار بود و با واقعیتهای اقتصادی مواجه شد.
💡 با توجه به نوسانات شدید قیمت کالاها، بسیاری از بازرگانان ترجیح میدهند در تمام ساعات کاری بر سر بازار باشند تا بتوانند سریعترین تصمیم را بگیرند.