بدون نظم و ترتیب
نامرتب، آشفته، پراکنده و فاقد سامان مشخص. برای چیزهایی به کار میرود که چیدمان یا ترتیب معینی ندارند.
مترادفها
بینظم، آشفته، نامنظم
متضادها
منظم، مرتب، با نظم، با ترتیب
جمله سازی با بدون نظم و ترتیب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی کتابها را بدون نظم و ترتیب روی قفسهها قرار دادیم، پیدا کردن کتاب مورد نظرمان در میان انبوه کاغذها بسیار دشوار و زمانبر شد.
💡 فایلهای ذخیره شده در کامپیوتر من بدون نظم و ترتیب قرار گرفتهاند و این موضوع باعث شده است که در انجام پروژهها دچار مشکل شوم.
💡 اگر اجزای این دستگاه را بدون نظم و ترتیب در کنار هم بچینید، هرگز نخواهید توانست قطعه گم شده را در میان آنها پیدا کنید.