دربند چیزی بودن
درگیرِ چیزی بودن، وابسته و مقید به آن بودن، یا زیر نفوذ و چنبرهٔ آن قرار داشتن. در زبان محاورهای گاهی به معنی گرفتار و مشغولِ امری هم به کار میرود.
مترادفها
اسیر بودن، گرفتار بودن، وابسته بودن
متضادها
آزاد بودن، رها بودن
جمله سازی با دربند چیزی بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او سالهاست که دربند عادتهای قدیمی و غلط خود است و با وجود تلاشهای بسیار، هنوز نتوانسته است بر این رفتارهای مخرب غلبه کند.
💡 بسیاری از مردم بدون اینکه متوجه باشند، دربند انتظارات جامعه و هنجارهای اجتماعی هستند و نمیتوانند زندگی خود را مطابق با خواستههای واقعیشان پیش ببرند.
💡 نباید اجازه دهیم که ترس از شکست، ما را دربند محدودیتهای ذهنی خود کند، زیرا این ترس مانع از رسیدن به اهداف بزرگ و رویاهایمان میشود.