برای مدت کوتاهی
یعنی «در بازهای کوتاه از زمان» یا «فقط برای زمان اندک». مثال: «او برای مدت کوتاهی در شهر ماند.»
مترادفها
موقتاً، مدتی کوتاه
متضادها
برای مدت طولانی، دائمی، همیشگی
یعنی «در بازهای کوتاه از زمان» یا «فقط برای زمان اندک». مثال: «او برای مدت کوتاهی در شهر ماند.»
موقتاً، مدتی کوتاه
برای مدت طولانی، دائمی، همیشگی