بدون نیروی کافی
ناتوان، ضعیف یا کمجان. به حالتی گفته میشود که توان لازم برای انجام کار وجود نداشته باشد.
مترادفها
با توان کم، بدون قدرت کافی
متضادها
با نیروی کافی
جمله سازی با بدون نیروی کافی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر تیم فوتبال در نیمه دوم بازی بدون نیروی کافی و با خستگی مفرط به میدان بیاید، احتمال شکست آنها بسیار زیاد خواهد بود.
💡 این موتور کوچک نمیتواند در سربالاییهای تند و دشوار کوهستان، بدون نیروی کافی برای حرکت، بار سنگین را به مقصد نهایی برساند.
💡 بسیاری از پروژههای عظیم ساختمانی در کشورهای در حال توسعه، به دلیل نبود بودجه و بدون نیروی کافی از نظر انسانی متوقف میشوند.