غمگین و بی حال

اندوهگین و کم‌رمق، سست، ناتوان یا فاقد انرژی. این ترکیب هم حالت روحی غم را می‌رساند و هم کاهش نیرو و نشاط را.

مترادف‌ها

افسرده، دلگیر، بی‌حال

متضادها

شاد و پرانرژی

جمله سازی با غمگین و بی حال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از شنیدن خبر ناگوار از وقوع حادثه، او برای چندین روز بسیار غمگین و بی حال بود و هیچ اشتیاقی برای انجام فعالیت‌های روزمره نداشت.

💡 کودک کوچک پس از از دست دادن اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش، ساعت‌ها در گوشه‌ای از اتاق نشسته و بسیار غمگین و بی حال به نظر می‌رسید.

💡 در پی شکست سنگین در مسابقات قهرمانی، تیم ملی فوتبال با چهره‌هایی بسیار غمگین و بی حال از زمین بازی خارج شد و به سمت رختکن رفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران