به گردن افتادن
بر عهده گرفتن، پذیرفتن مسئولیت، یا به دوش گرفتنِ کاری/گناهی. گاهی هم به معنی «آویزان شدن به گردن» در معنای فیزیکی میآید، اما کاربرد رایجتر همان مسئولیتپذیری است.
مترادفها
عهدهدار شدن، مسئول شدن، بر عهده گرفتن
جمله سازی با به گردن افتادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با انتخاب شدن در شورای مدیریت شرکت، مسئولیتهای بسیار سنگینی بر دوش او قرار گرفت و مدیریت پروژههای استراتژیک و حیاتی شرکت به گردن او افتاد.
💡 پس از بروز خطای بزرگ در سیستمهای امنیتی، وظیفه اصلاح تمامی آسیبها و جلوگیری از تکرار حادثه مشابه، به گردن تیم فنی و مهندسی افتاد.
💡 در این قرارداد جدید، تمام هزینههای مربوط به حمل و نقل و بیمه کالاهای ارسالی به گردن شرکت تأمینکننده افتاده است تا خریدار دچار مشکل نشود.