به دندان کشیدن
چیزی را با دندان گرفتن و کشیدن؛ همچنین کنایه از تحمل کردنِ سختی یا با زحمت بسیار چیزی را پیش بردن. در بعضی کاربردها یعنی به زور و با سختی از جایی بیرون آوردن یا نگه داشتن.
مترادفها
پشت گوش انداختن، تعلل کردن، اهمال کاری کردن
متضادها
توجه کردن، اهمیت دادن
جمله سازی با به دندان کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دندانپزشک پس از انجام معاینات دقیق، تصمیم گرفت که برای جلوگیری از گسترش عفونت، دندان آسیبدیده را به دندان کشیدن اقدام کند.
💡 کودک کوچک از ترسِ به دندان کشیدن دندانهای شیری خود، به شدت گریه میکرد و از رفتن به مطب دندانپزشکی بسیار میترسید.
💡 گاهی اوقات لازم است برای اصلاح آرایش دندانها، پزشک مجبور شود برخی از دندانهای اضافی را به دندان کشیدن و خارج کردن بپردازد.