بر جای سرد شدن
سرد و بیروح شدن، یا از شور و گرمی افتادن؛ معمولاً برای حال، فضا یا احساس به کار میرود.
مترادفها
خنک شدن، سرد شدن
متضادها
گرم شدن
جمله سازی با بر جای سرد شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در فرآیند پخت نان، پس از خارج کردن از تنور، باید اجازه دهید خمیر تا مدتی بر جای سرد شدن تا بافت آن درست شود.
💡 برای رسیدن به کیفیت مطلوب در ساخت قطعات فلزی، ضروری است که پس از عملیات حرارتی، آنها برای مدتی مشخص بر جای سرد شدن.
💡 در دستور پخت کیک، پس از خارج کردن از فر، لازم است که کیک تا مدتی بر جای سرد شدن بماند تا راحتتر برش بخورد.