از زبان افتادن
معنی اصطلاح «از زبان افتادن»
عبارت از زبان افتادن به معنای فراموش شدن یا کنار گذاشته شدن چیزی است. این اصطلاح معمولاً درباره واژهها، اصطلاحات، عادتها یا حتی افراد به کار میرود که دیگر در گفتوگوها یا ذهن مردم حضور فعال ندارند. به بیان ساده، وقتی چیزی «از زبان افتاده» است، به تدریج جایگاه خود را در فرهنگ یا مکالمه از دست داده است.
«از زبان افتادن» به معنای ناتوانی در سخن گفتن
این اصطلاح همچنین میتواند به حالتی اشاره داشته باشد که فرد توان ادامهی صحبت یا بیان خود را از دست داده است. این وضعیت معمولاً به دلیل خستگی، ناراحتی یا شدت احساسات رخ میدهد و نشاندهنده توقف در سخن گفتن است. زمانی گفته میشود کسی «از زبان افتاده» که دیگر قادر به بیان حرفهایش نباشد یا زبانش به دلیل فشار احساسی یا فیزیکی قفل شده باشد. این حالت میتواند در مکالمات عاطفی، جدالها یا موقعیتهای پراسترس مشاهده شود.
مترادفها
سهو شدن، زبانلغزش
جمله سازی با از زبان افتادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او ناگهان در میان بحث، حقیقتی تلخ را از زبان افتاد که باعث شد همه حاضران در اتاق دچار سکوت و حیرت شوند.
💡 گاهی اوقات، رازهای مهم ممکن است به صورت ناخواسته از زبان افراد در میان بحثهای دوستانه و غیررسمی به بیرون درآید.
💡 وقتی آن کلمات تلخ از زبان او افتاد، همه متوجه شدند که رابطه دوستانه آنها دیگر هرگز به حالت قبل باز نخواهد گشت.