دهان باز کردن
شروع به حرف زدن، اعتراض کردن، یا چیزی گفتن. همچنین در کاربردهای دیگر میتواند به معنی باز شدن دهان از شگفتی، ترس، یا شروع خوردن/نوشیدن باشد، اما معنای اصلی همان باز کردن دهان برای سخن گفتن است.
مترادفها
صحبت کردن، سخن گفتن
متضادها
دهان بستن، سکوت کردن
جمله سازی با دهان باز کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از شنیدن خبرهای بسیار تکاندهنده و غیرمنتظره، در میان جمع نتوانست حتی یک کلمه حرف بزند و برای مدتی طولانی فقط به دهان باز کردن مشغول بود.
💡 وقتی بحث مدیریت مالی شرکت به میان آمد، مدیرعامل تصمیم گرفت دهان باز کردن و نظرات تخصصی خود را درباره کاهش هزینههای اضافی در سال آینده بیان کند.
💡 در آن جلسه پر تنش، هیچکس جرأت دهان باز کردن و اعتراض به تصمیمات یکطرفانه هیئت مدیره را نداشت، زیرا همه از عواقب آن میترسیدند.