برعهده گرفتن
پذیرفتنِ مسئولیتِ کاری، وظیفهای، یا کاری را به عهده گرفتن.
مترادفها
مسئولیت پذیرفتن، متعهد شدن
متضادها
رها کردن، واگذار کردن
جمله سازی با برعهده گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیر جدید پروژه مسئولیت برعهده گرفتن تمامی هماهنگیها میان تیمهای مختلف فنی و اجرایی را برای رسیدن به هدف نهایی قبول کرد.
💡 دولت تصمیم گرفت مسئولیت برعهده گرفتن پروژههای زیرساختی بزرگ در مناطق محروم را به شرکتهای پیمانکاری معتبر و دارای صلاحیت بالا بسپارد.
💡 پس از اتمام دوره خدمت، او تصمیم گرفت مسئولیت برعهده گرفتن مدیریت بخش بازاریابی شرکت را برای بهبود فروش محصولات جدید بر عهده بگیرد.