تشکیل یافتن

به‌وجود آمدن، صورت گرفتن یا سازمان پیدا کردن؛ هم‌معنیِ «تشکیل شدن» و «شکل گرفتن».

مترادف‌ها

شکل گرفتن، پدید آمدن، ایجاد شدن

متضادها

متلاشی شدن، از هم پاشیدن

جمله سازی با تشکیل یافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تیم جدید تحقیق و توسعه از متخصصان برجسته رشته‌های مختلف مهندسی و علوم پایه تشکیل یافته است تا پروژه‌ای بزرگ را آغاز کند.

💡 ساختار جدید سازمان از چندین بخش مجزا و گروه‌های کاری مختلف تشکیل یافته است که همگی با یک هدف مشترک فعالیت می‌کنند.

💡 اتم از هسته مرکزی و الکترون‌هایی که در اطراف آن حرکت می‌کنند، تشکیل یافته است و انرژی زیادی را تولید می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران