مستهلک کردن
فرسوده یا مصرفکردن چیزی تا از کار بیفتد یا ارزش و توانش کاهش یابد.
مترادفها
مصرف کردن، به کار بردن، تمام کردن
متضادها
تولید کردن، ساختن، ذخیره کردن
جمله سازی با مستهلک کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استفاده بیش از حد و مستهلک کردن تجهیزات پزشکی در بیمارستانهای پرجمعیت، نیاز به برنامهریزی دقیق برای خرید قطعات یدکی و نگهداری پیشگیرانه را بیش از پیش احساس میکند.
💡 هدف اصلی از مدیریت منابع مالی در سازمانهای بزرگ، جلوگیری از مستهلک کردن سرمایههای موجود در پروژههایی است که بازگشت سرمایه آنها بسیار کند و نامشخص میباشد.
💡 بسیاری از کاربران با نادیده گرفتن دستورالعملهای نگهداری، باعث مستهلک کردن سریع باتری گوشیهای هوشمند خود میشوند که این امر هزینههای اضافی برای آنها به همراه دارد.