سوار شدن بر
بر چیزی یا بر وسیلهای نشستن و از آن استفاده کردن برای حرکت یا جابهجایی. مثلاً: «سوار شدن بر اسب» یا «سوار شدن بر اتوبوس».
مترادفها
سوار شدن، بالا رفتن
متضادها
پیاده شدن از
جمله سازی با سوار شدن بر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کودکان با هیجان بسیار زیاد برای سوار شدن بر اسبهای زیبا در مزرعه آماده شدند تا تجربهای فراموشنشدنی از طبیعت را داشته باشند.
💡 مسافران پس از دریافت اعلان از ایستگاه، به سرعت برای سوار شدن بر قطار سریعالسیر به سمت سکوها حرکت کردند تا از جا ماندن جلوگیری کنند.
💡 او تصمیم گرفت برای رسیدن به قله کوه، ابتدا با دقت بسیار زیاد برای سوار شدن بر مرکب خود آماده شود و تجهیزات لازم را چک کند.