پای فرو شدن
این اصطلاح به معنای وارد شدن پا در چیزی است، مانند زمانی که پا داخل خاک، گل یا برف فرو میرود. به صورت مجازی نیز میتواند به معنای ورود تدریجی یا آغاز کند کاری باشد.
مترادفها
فرو رفتن، غرق شدن
متضادها
بالا آمدن، بالا رفتن
جمله سازی با پای فرو شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در هنگام پیادهروی در ساحل، باید مراقب بود که به دلیل شنهای نرم، پای فرو شدن در ماسهها باعث برهم خوردن تعادل و سقوط نشود.
💡 با رسیدن طوفان بزرگ، لبههای ساحل شروع به فروریختن کرد و گویی پای فرو شدن در خاک و ماسه، نشانه از قدرت تخریبگر دریا بود.
💡 در آن داستان تخیلی، قهرمان داستان در میان باتلاقهای عمیق و تاریک گرفتار شد و احساس میکرد پای فرو شدن در گل و لای غیرقابل بازگشت است.