بی آبرو شدن
یعنی از دست دادن شهرت، حیثیت و آبرو در جامعه یا جمعی خاص. معمولاً به علت انجام کار ناپسند یا افشای رازها و ضعفها گفته میشود که باعث ناراحتی و احترامزدایی فرد شود.
مترادفها
رسوا شدن، خوار شدن
متضادها
سربلند شدن، عزت یافتن، آبرو دار شدن
جمله سازی با بی آبرو شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او تمام تلاش خود را کرد تا با رعایت اصول اخلاقی، از هرگونه رفتار غیرمسئولانه که منجر به بی آبرو شدن خانوادهاش شود، دوری کند.
💡 اشتباه کوچک در مدیریت یک پروژه بزرگ میتواند باعث بی آبرو شدن مدیر مربوطه و از دست رفتن اعتبار حرفهای او در بازار شود.
💡 در آن جامعه سنتی، بی آبرو شدن در میان همسایگان، ضربهای سخت به جایگاه اجتماعی و آینده شغلی فرد و فرزندانش محسوب میشد.