بی آب و علف
این اصطلاح به معنی فرد یا چیزی است که حالت افسرده، بیحوصله، بیروح و بیانرژی دارد. مثل گیاهی که بدون آب و علف باشد، آن شخص یا چیز نیز کمجان و بیحال به نظر میرسد.
مترادفها
خشک، بیآب و گیاه
متضادها
حاصلخیز، پرآب و علف، آباد، سبز و خرم
جمله سازی با بی آب و علف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خشکسالیهای طولانیمدت باعث شده است که بسیاری از مناطق کشاورزی تبدیل به زمینهای بی آب و علف و غیرقابل کشت در سطح کشور شوند.
💡 مسافران در مسیرهای بیابانی باید بسیار مراقب باشند، زیرا عبور از مناطق بی آب و علف بدون ذخیره کافی آب میتواند بسیار خطرناک باشد.
💡 منظرهای که از بالای کوهستان دیده میشد، شامل دشتهای بی آب و علف و صخرههای سنگی بود که هیچ نشانهای از حیات در آنها دیده نمیشد.