به کار بستن
عملی کردن یا اجرا کردن دانستهها، روشها یا فنون در عمل؛ به معنای به طور مستقیم به کار گرفتن آموختهها یا روشها در موقعیت واقعی.
مترادفها
استفاده کردن، به کار گرفتن، به کار انداختن
متضادها
بیکار کردن، کنار گذاشتن، استفاده نکردن
عملی کردن یا اجرا کردن دانستهها، روشها یا فنون در عمل؛ به معنای به طور مستقیم به کار گرفتن آموختهها یا روشها در موقعیت واقعی.
استفاده کردن، به کار گرفتن، به کار انداختن
بیکار کردن، کنار گذاشتن، استفاده نکردن