به کار بستن
عملی کردن یا اجرا کردن دانستهها، روشها یا فنون در عمل؛ به معنای به طور مستقیم به کار گرفتن آموختهها یا روشها در موقعیت واقعی.
مترادفها
استفاده کردن، به کار گرفتن، به کار انداختن
متضادها
بیکار کردن، کنار گذاشتن، استفاده نکردن
جمله سازی با به کار بستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شرکتهای بزرگ معمولاً برای افزایش بهرهوری خود، از جدیدترین نرمافزارهای مدیریتی و سیستمهای خودکار جهت به کار بستن تواناییهای کارکنانشان استفاده میکنند.
💡 دولت تصمیم گرفته است برای کنترل بحران اقتصادی، از سیاستهای مالی سختگیرانهای جهت به کار بستن منابع محدود کشور به شکلی بهینه استفاده کند.
💡 مهندسان برای ساخت این بنای عظیم، از تکنیکهای مهندسی پیشرفته و مصالح بسیار مقاوم جهت به کار بستن در بدنه اصلی سازه استفاده کردند.