بزرگ و درشت
ترکیبی برای توصیف چیزی یا کسی که ابعاد فیزیکی یا اهمیت وی زیاد است. مثلاً یک شخص "بزرگ و درشت" معمولاً قد بلند، هیکل قوی و جثه بزرگ دارد و یا چیزی که بزرگ و محکم به نظر میرسد.
مترادفها
عظیم، غولآسا، بزرگ
متضادها
کوچک، ریز، خرد
جمله سازی با بزرگ و درشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در میان تمام میوههای موجود در بازار، آن سیب بزرگ و درشت که در مرکز سبد قرار داشت، توجه همه مشتریان را به خود جلب کرد.
💡 اساطیر قدیمی همواره از وجود هیولاهای بزرگ و درشت در اعماق اقیانوسها صحبت کردهاند که قادرند کشتیهای عظیم را در یک لحظه به زیر آب بکشند.
💡 او برای ساختن این بنای تاریخی، از بلوکهای سنگی بسیار بزرگ و درشت استفاده کرد که جابهجا کردن آنها به تجهیزات مدرن و نیروی انسانی زیادی نیاز داشت.