ازاد گذاشتن
به معنای اجازه دادن به کسی برای انجام کاری بدون محدودیت یا نظارت است. وقتی آدمی را «آزاد میگذارند»، به او اختیار عمل داده میشود و دخالتی در کارهایش نمیشود.
مترادفها
رها کردن، آزاد کردن
متضادها
حبس کردن، بستن
جمله سازی با ازاد گذاشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 والدین هوشمند به جای کنترل شدید، یاد میگیرند که با آزاد گذاشتن فرزندان خود در مسیر انتخابهایشان، آنها را برای مسئولیتپذیری در آینده آماده کنند.
💡 آزاد گذاشتن جریان خلاقیت در محیط کار میتواند منجر به پیدایش ایدههای نوآورانه و بهبود چشمگیر بهرهوری در پروژههای پیچیده و بزرگ شود.
💡 در روانشناسی مدرن، آزاد گذاشتن هیجانات درونی به جای سرکوب آنها، یکی از کلیدهای اصلی رسیدن به سلامت روان و آرامش قلبی است.