بستن دوختن
دوختن و محکم کردن چیزی با نخ، سوزن یا وسیلهی مناسب. این ترکیب بیشتر به عملِ پیوند دادن یا وصله کردن اشاره دارد و در زبان محاوره هم ممکن است به معنای «سرهم کردن» به کار رود.
مترادفها
دوختن، بخیه زدن
متضادها
باز کردن، کندن
جمله سازی با بستن دوختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خیاط در کارگاه کوچک خود مشغول بستن دوختن لباسهای سنتی بود تا برای مراسم عروسی که در هفته آینده برگزار میشود، آنها را آماده کند.
💡 برای تعمیر این پارچه قدیمی و ارزشمند، باید با دقت بسیار زیاد و با استفاده از نخهای مخصوص، عملیات بستن دوختن را با مهارت انجام داد.
💡 مادربزرگ با مهارت تمام، مشغول بستن دوختن جورابهای پشمی برای نوههایش بود و در حین کار، داستانهای قدیمی و آموزنده را برای آنها تعریف میکرد.