برکنار شدن

یعنی از مقام، کار، مسئولیت یا جایگاه خود کنار گذاشته شدن. این عبارت معمولاً درباره‌ی عزل از شغل، حذف از سمت، یا دور شدن از وظیفه رسمی به‌کار می‌رود.

مترادف‌ها

عزل شدن، کنار گذاشته شدن

متضادها

منصوب شدن، برگزیده شدن، تأیید شدن

جمله سازی با برکنار شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از افشاگری‌های گسترده و فشار شدید افکار عمومی، مدیرعامل شرکت مجبور شد برای حفظ اعتبار سازمان از سمت مدیریت خود برکنار شود.

💡 در جریان تغییرات سیاسی اخیر در کشور، بسیاری از مقامات دولتی به دلیل عدم کارآمدی در مدیریت بحران‌ها از پست‌های خود برکنار شدند.

💡 او پس از سال‌ها خدمت صادقانه در این نهاد بزرگ، به دلیل بازنشستگی اجباری و تغییرات ساختار اداری از جایگاه خود برکنار شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران