برحذر بودن
دوری کردن، پرهیز داشتن، خود را از چیزی یا کاری نگه داشتن. به کار میرود وقتی کسی را از انجام کاری یا نزدیک شدن به خطری بازمیدارند.
مترادفها
محتاط بودن، هوشیار بودن، مراقب بودن
متضادها
بیاحتیاطی، بیپروا
دوری کردن، پرهیز داشتن، خود را از چیزی یا کاری نگه داشتن. به کار میرود وقتی کسی را از انجام کاری یا نزدیک شدن به خطری بازمیدارند.
محتاط بودن، هوشیار بودن، مراقب بودن
بیاحتیاطی، بیپروا