ایجاد نظم
برقراری ترتیب و سامان، منظم کردنِ اوضاع. این ترکیب برای زمانی بهکار میرود که بینظمی کاهش یابد و امور طبق قاعده پیش برود.
مترادفها
نظم دادن، سازماندهی، منظم کردن
متضادها
ایجاد بینظمی، ایجاد آشوب
جمله سازی با ایجاد نظم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیران موفق در سازمانهای بزرگ همیشه تلاش میکنند با تدوین قوانین شفاف و راهبردهای دقیق، بستری مناسب برای ایجاد نظم و افزایش بهرهوری کاری فراهم کنند.
💡 در مدیریت شهری، ایجاد نظم در ترافیک و چیدمان صحیح ایستگاههای حملونقل عمومی نقش بسیار حیاتی در کاهش استرس شهروندان و بهبود کیفیت زندگی ایفا میکند.
💡 هدف اصلی از اجرای قوانین سختگیرانه در محیطهای آموزشی، ایجاد نظم و انضباط در میان دانشآموزان برای تسهیل فرآیند یادگیری و رشد شخصیت آنها است.