هزار بار
به معنای بسیار زیاد یا هزار مرتبه، که برای تاکید بر تکرار زیاد یک عمل یا اتفاق به کار میرود. مثلاً «او هزار بار این کار را انجام داده است» یعنی این عمل بسیار زیاد تکرار شده است.
مترادفها
بارها، بیشمار بار
جمله سازی با هزار بار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او هزار بار سعی کرد تا مشکل پیچیده ریاضی را حل کند، اما در نهایت متوجه شد که از یک فرمول بسیار ساده استفاده نکرده است.
💡 من هزار بار به او هشدار داده بودم که در این مسیر پر از خطر تنها قدم نزند، ولی او باز هم به حرفهای من گوش نداد.
💡 کتابهای تاریخی را هزار بار خواندهایم تا بتوانیم تحلیل دقیقی از تغییرات سیاسی و اجتماعی که در قرن گذشته رخ داده است، ارائه دهیم.