نمادینگی
نسبت دادن حالت نماد بودن به چیزی است. یعنی یک چیز به عنوان نماد یا نماینده یک مفهوم، اندیشه یا چیز دیگر شناخته و استفاده شود. مثلا پرچم کشور از نظر نمادینگی نمایانگر آن کشور است.
مترادفها
نمادین بودن، نمادگرایی
نسبت دادن حالت نماد بودن به چیزی است. یعنی یک چیز به عنوان نماد یا نماینده یک مفهوم، اندیشه یا چیز دیگر شناخته و استفاده شود. مثلا پرچم کشور از نظر نمادینگی نمایانگر آن کشور است.
نمادین بودن، نمادگرایی