مختل شدن
«مختل شدن» به معنی دچار اختلال یا ناهماهنگی شدن است. وقتی کاری یا روندی مختل میشود، به معنای این است که دیگر درست یا طبیعی انجام نمیگیرد و دچار مشکل یا وقفه شده است. مثلاً «مختل شدن سیستم» یعنی سیستم به درستی کار نمیکند.
مترادفها
به هم خوردن، دچار اختلال شدن، پریشان شدن
متضادها
برقرار شدن، نظم یافتن، اصلاح شدن
جمله سازی با مختل شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به دلیل بارش سنگین برف و ترافیک سنگین در بزرگراهها، روند حرکت حمل و نقل عمومی در سطح شهر به شدت دچار مختل شدن و کندی شده است.
💡 اختلال در سیستمهای ارتباطی باعث مختل شدن جریان اطلاعات در سازمان شد و باعث گردید که پروژههای حساس در زمان مقرر به پایان نرسند.
💡 بروز برخی مشکلات فنی در شبکه برق شهری منجر به مختل شدن فعالیتهای تجاری و صنعتی در مناطق مختلف منطقه در ساعات اوج مصرف شد.