معطل شدن
به معنای تأخیر در انجام کاری یا معطّل ماندن است. وقتی شخص یا کاری به تعویق میافتد یا با تأخیر مواجه میشود، گفته میشود که معطل شده است.
مترادفها
معطل ماندن، درنگ کردن، تأخیر داشتن
متضادها
پیش رفتن، حرکت کردن
به معنای تأخیر در انجام کاری یا معطّل ماندن است. وقتی شخص یا کاری به تعویق میافتد یا با تأخیر مواجه میشود، گفته میشود که معطل شده است.
معطل ماندن، درنگ کردن، تأخیر داشتن
پیش رفتن، حرکت کردن