کرختاندن
از «کرخت» به معنی بیحس یا بیحرکت و «اندن» پسوند فعل، «کرختاندن» به معنای بیحس کردن یا فلج کردن عضوی یا قسمتی از بدن است.
مترادفها
کرخت کردن، منگ کردن
از «کرخت» به معنی بیحس یا بیحرکت و «اندن» پسوند فعل، «کرختاندن» به معنای بیحس کردن یا فلج کردن عضوی یا قسمتی از بدن است.
کرخت کردن، منگ کردن