فندک زدن
روشن کردن آتش با فندک؛ یعنی ایجاد شعله با وسیلهی فندک.
مترادفها
روشن کردن، شعلهور کردن
جمله سازی با فندک زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مرد پیر در حالی که سعی میکرد با دستهای لرزان خود به فندک زدن ادامه دهد، سعی داشت سیگارش را روشن کند و به افق خیره شود.
💡 او قبل از شروع مراسم، با دقت به فندک زدن مشغول شد تا بتواند شمعهای روی میز را روشن کرده و فضای سالن را با نور ملایمی پر کند.
💡 در آن شب سرد زمستانی، وقتی که آتش در اجاق خانه خاموش شده بود، او بارها تلاش کرد با فندک زدن دوباره شعله را به وجود آورد.