جایگذاری
قرار دادن چیزی در محل مناسب؛ یا در نوشتار و زبان، گذاشتن واژه یا نشانه در جای درست.
مترادفها
قرار دادن، نصب، استقرار، جای دادن
متضادها
برداشتن، خارج کردن
جمله سازی با جایگذاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مهندس معمار با دقت بسیار زیاد، عملیات جایگذاری ستونهای اصلی ساختمان را انجام داد تا از پایداری و استحکام کامل سازه در برابر زلزله مطمئن شود.
💡 در فرآیند تولید قطعات خودرو، جایگذاری دقیق هر بخش در کالبد اصلی ماشین، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و نیاز به دقت مهندسی دارد.
💡 نویسنده برای بهبود کیفیت متن، شروع به جایگذاری کلمات دقیقتر و معنادارتر در جملات کرد تا پیام اصلی خود را به درستی به خواننده منتقل کند.