برزخ شدن
یعنی در حالتِ میانبودن، توقف، معلق ماندن یا در وضعیتی مبهم و نهچندان روشن قرار گرفتن. در کاربرد دینی و فلسفی نیز «برزخ» به عالمِ میانِ دنیا و آخرت گفته میشود، اما در این ترکیب بیشتر معنای «میانحالتی و معلق بودن» برداشت میشود.
جمله سازی با برزخ شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از شکست سنگین در پروژه اول، او احساس میکرد که زندگیاش در وضعیتی بین مرگ و زندگی، یا همان حالت برزخ شدن قرار گرفته است.
💡 پس از اینکه تمام راههای بازگشت به خانه بسته شد، او در میان انبوه جمعیت گم شد و گویی در یک فضای برزخ شدن میان واقعیت و رویا بود.
💡 وضعیت اقتصادی فعلی کشور باعث شده است که بسیاری از خانوادهها در یک حالت برزخ شدن میان تلاش برای بقا و آرزوهای آینده قرار بگیرند.