برافراخت
صورت گذشتهی فعل «برافراشتن»؛ یعنی بالا برد، برپا کرد، نصب کرد یا بلند کرد. در کاربرد ادبی هم به معنی «افراشتن پرچم، علم یا چیزی در بالا» میآید.
مترادفها
بالا برد، برپا کرد، افراشت
متضادها
پایین آوردن
صورت گذشتهی فعل «برافراشتن»؛ یعنی بالا برد، برپا کرد، نصب کرد یا بلند کرد. در کاربرد ادبی هم به معنی «افراشتن پرچم، علم یا چیزی در بالا» میآید.
بالا برد، برپا کرد، افراشت
پایین آوردن