هر دفعه
هر بار؛ در هر نوبت. برای تکرار یک کار یا رخداد در زمانهای مختلف بهکار میرود.
مترادفها
هر بار، هر مرتبه، هر موقع
جمله سازی با هر دفعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر دفعه که او سعی میکند موضوع حساس مورد بحث را پیش بکشد، دوستانش با دقت بیشتری به او گوش میدهند تا از بروز سوءتفاهم جلوگیری کنند.
💡 هر دفعه که من به آن کتابخانه قدیمی و آرام میروم، احساس میکنم که گویی به دنیای دیگری فراتر از محدودیتهای روزمره و شلوغیهای شهر سفر کردهام.
💡 او هر دفعه که با چالشهای جدید در محیط کار مواجه میشود، به جای تسلیم شدن، با برنامهریزی دقیق و استراتژیهای هوشمندانه سعی در حل آنها دارد.