بگشایی

مضارع التزامی دوم‌شخص مفرد از «گشودن»؛ یعنی: تو باز کنی، بگشایی. در جمله‌های آرزویی، شرطی یا دستوریِ غیرمستقیم استفاده می‌شود.

مترادف‌ها

گشایش، باز کردن

متضادها

بستن

جمله سازی با بگشایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دانشمندان امیدوارند که با کشف تکنولوژی‌های جدید، دریچه‌ای جدید برای بگشایی رمز و رازهای پیچیده اتم و جهان هستی در اختیار تمام بشریت قرار دهند.

💡 مراسم رسمی برای بگشایی پرده از رازهای تاریخی این بنای باستانی و نمایش آثار گنجینه ملی در سال آینده میلادی در تالار اصلی برنامه‌ریزی شده است.

💡 او تلاش زیادی کرد تا با مطالعه مستمر و جستجوگری، راهی برای بگشایی گره‌های ذهنی خود و رسیدن به درک عمیق‌تر از مسائل زندگی پیدا کند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران